عادت، ناجوانمردانهترين بيماریست
عادت، ناجوانمردانهترين بيماریست، زيرا هر بداقبالی ، هر درد وهر مرگی را به ما میقبولاند، .
در اثر عادت، در كنار افراد نفرتانگيز زندگی میكنيم، به تحمل زنجيرها رضا میدهيم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میكنيم. به درد، به تنهائی و به همه چيز تسليم میشويم.
عادت، بیرحمترين زهر زندگیست. زيرا آهسته وارد میشود، در سكوت، كمكم رشد میكند و از بیخبری ما سيراب میشود و وقتی كشف میكنيم كه چطور مسموم آن شدهايم، میبينيم كه هر ذرۀ بدنمان با آن عجين شده است، میبينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ داروئی هم درمانش نمیكند
در اثر عادت، در كنار افراد نفرتانگيز زندگی میكنيم، به تحمل زنجيرها رضا میدهيم، بیعدالتیها و رنجها را تحمل میكنيم. به درد، به تنهائی و به همه چيز تسليم میشويم.
عادت، بیرحمترين زهر زندگیست. زيرا آهسته وارد میشود، در سكوت، كمكم رشد میكند و از بیخبری ما سيراب میشود و وقتی كشف میكنيم كه چطور مسموم آن شدهايم، میبينيم كه هر ذرۀ بدنمان با آن عجين شده است، میبينيم كه هر حركت ما تابع شرايط اوست و هيچ داروئی هم درمانش نمیكند
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 20:0 توسط روشنک
|